چگونه به اهداف و خواسته هایم برسم!

سلام مجتبی مرادی هستم . مدیر مسئول سایت و نویسنده ی کتاب صندوقچه ای از طلا .

در مقاله قصد دارم در مورد اینکه چطور به خواسته هامون برسیم بپردازم و راه هایی که می تونیم در سریعترین زمان ممکن به خواسته های خود برسیم و نحوه ی عملکردش را براتون توضیح بدم.

 

به هرچی فکنی اتفاق می افته

شاید شنیدید که می گن به هرچی فکر کنی واست اتفاق می افته ! یا شاید خودتون هم به این نتیجه رسیده باشید و یا تجربیاتی در این مورد داشته باشین.مثلا به دوستی فکر می کردید و زنگتون زده و یا هوس غذایی کرده باشید ووقتی رفته باشید خونه مامانتون و یا خانومتون همون غذا را براتون آماده کرده باشه یا مثلا از چیزی بترسید ویا از اتفاقی بترسید و همون اتفاق براتون افتاده.

تا حالا شده از خودتون بپرسید دلیل این اتفاقات چیه؟

چقدر از این اتفاقات تو زندگیتون افتاده؟

تا حالا بهش فکر کردین؟

مطمئنا می دونید که هر چیزی در این جهان وجود داره داری ارتعاش و جنبش و هر چیزی در کنار همجنس خودش قرار داره . خدا تو قرآن می گه به کوه ها بنگری گمان کنی ثابتند اما آنها در حرکتند و دارای جنبش هستند. افکار ما هم دارای انرژی هستند و این انرژی ها همدیگر  را جذب می کنند.انرژی ها از بین نمی رند و فقط ظاهرشون عوض می شن.

وقتی ما یک اتفاقی را می بینیم و به اون توجه می کنیم نا خودآگاه به اون موضوع فکر می کنیم و اگر نسبت به اون موضوع احساس پیدا کنیم این احساس ما فرکانسی را به جهان ارسال می کنه که کائنات اونها رو دریافت می کنه و از همون جنس احساس و فکری را که داشتیم را به ما بر می گردونه .

در جهان هر چیز چیزی جذب کرد    گرم گرمی را کشید و سرد سرد

قسم باطل باطلان را  می کشد     باقیان از  باقیان  هم  سرخوشند

ناریان   مر   ناریان   را  جاذب اند     نوریان   مر   نوریان   را     طالبند

مولانا

مولانا این داستان را بسیار زیبا در شعراش اورده و از قوانین آگاه بوده . اگه به تاریخ نگاه کنیم متوجه می شیم که افراد ثروتمند و موفق تو هر برهه ای این قوانین را می دونستند و از اونها آگاه بودند و از اونها به نفع خودشون استفاده میکردند.

این جهان بسیار قانونمند خلق شده و اتفاقاتی هم که در این جهان رخ می ده از همین قوانین سرچشمه می گیره و رفتار و افکار ما هم روی اون تاثیر میگذاره.هر کاری که ما انجام میدیم نتیجه اش به خودمون بر میگرده چه مثبت چه منفی و اگه ما به این قوانین عمل کنیم می تونیم به خواسته هامون برسیم.

احساسات ما هستند که مشخص می کنند ما به سمت رسیدن به خواسته هامون میریم یا نمیریم .یه مثال براتون میزنم وقتی شما ی خواسته ای دارید و می ترسید که بهش نرسید قطعا از خواسته ی خودتون دور می شید اگه فکر کنید که بهش نمی رسید قطعا نمی رسید و اگه نگران هستید که آیا این اتفاق می افته یا نه قطعا از خواسته ها ،اهداف و آرزوهاتون دور میشه.

شما اگر خواسته ای دارید ابتدا باید باور داشته باشید که به اون خواستتون می رسید چون این باورها هستند که ذهن را برنامه ریزی می کنند .این باورها که می تونن محدود کننده و یا نیرو بخش باشن به وسیله ی تکرار یک فکر و به صورت مداوم بوجود میان که ممکن این فکر را خانواده دوستان مدرسه رسانه ها و یا یک تجربه اونها را بوجود آورده باشن.

پردازش فکر

مغز ما هر لحظه درحال پردازش هزاران اطلاعاته و فکرای بسیار زیادی را ایجاد می کنه که ما نمیدونم الان دقیقا به چی فکر می کنیم اما یه راه وجود داره که بفهمیم الان داره چی تو مغزمون می گذره و با توجه به اون میتونیم مسیر اتفاقاتی را که قراره برامون بیوفته را عوض کنیم  و راهش اینه که بدونیم الان دقیقا چه احساسی داریم .

این احساسات ما هستند که به میگن مسیری که میریم درست هست یا نه .اگه احساسات ما مثبت باش مسیر ما درست و داریم به سمت اهدافمون می ریم اگه احساسمون بد شد و منفی باش ما از مسیرمون دوریم و این احساس بد باعث می شه ارتعاشی مبنی بر اینکه اتفاقات از جنس احساسمان را فعال می کنیم و کائنات از همون جنس اتفاقات شرایط و افراد را تو مسیر ما قرار میده.

راه هایی که ما میتونیم با استفاده از اونها احساساتمون را تغییر بدیم  یکیش شکر گزاری و شکر گزاری بالاترین ارتعاش و فرکانس و نزدیک ترین فرکانس به کائنات و خداوند است .وقتی انسان روی داشته هاش تمرکز می کنه و هرروز خدا را بابت اونها شکر میگه احساسش هر لحظه بهتر و بهتر میشه .پس سعی کنید هر روز این کار را انجام بدید و بنویسید. در مقاله ای که قبلا نوشتم مفصل در مورد شکر گزاری صحبت کردم.

شادی

راه دیگه برای اینکه احساسات خودمون را مثبت کنیم شادی هست. شادی باعث میشه احساس ما مثبت بشه و اتفاقاتی هم که برای ما میو فته باعث شادی بیشتر ما میشه .ورزش می تونه شادی ما را افزایش بده یا تفریح و یا آهنگ هایی با مضمون مثبت و  شاد. این عوامل می تونن باعث شادی بشن اما شادی یک امر درونیه و ما باید از درون شاد باشیم.

ما درصورتی می تونیم شادی درونی را تجربه کنیم که با خودمون آشتی کرده باشیم و خودمون را بی رحمانه دوست داشته باشیم پس سعی کنیم که خودمون را بخاطر اشتباهات گذشته ببخشیم چونکه احساس گناه شادی و نشاط و سرزندگی و اعتماد بنفس را از آدم میگیره و احساسات بد را باعث میشه.

امیدوارم که بتونید احساساتتون را کنترل کنید و زندگیتون را با موج افکاری که به کائنات می دید متحول کنید شاد پیروز سربلند باشید.

 

 

 

 

 

1 نظر
  1. مجتبی می گوید

    بسیار عالی

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.