پادشاه زندگیت باش

0
سلام ودرود بر دوستان عزیز. سرورانی که متفاوت تر از دیگران هستین و می خواید راه موفقیت را طی کنید.
در این مقاله قصد دارم شان و منزلت انسانی را به تصویر بکشم و بگم که منزلت انسان چقدره و همچنین انسان باید چه کار بکنه تا بتونه ارزش خودش را پیدا بکنه.

زندگی پادشاهان

در روزگاران قدیم که پادشاهان حکمرانی می‌کردند صاحب ممالک ،ثروتها ی عظیم و شخصیتی بودند که همه جلوی آنها زانو میزدند و احترامی فرای احترامات معمول به آنها می گذاشتند.

اکثر آنها شخصیتی فرای شخصیت دیگران داشتند و جذبه ای فرای دیگران .بهترین وسایل و مرکب ها بهترین کاخ ها و قصرها و بزرگترین گنجینه ها ازآن آنان بود و دارای خدمتکاران فراوان و سپاهیان بسیاری بودند.

در زمان ما نیز اگر هر فرد ارزشی مانند پادشاهان برای خود قائل شود و عالی‌ترین مقام برای خود شود و بهترین خودش باشد گنجینه های عظیم ثروت و شوکت و شهرت نسیبش خواهد شد .

ارزش انسان

هیچ انسانی باارزش تر از خود برای خودش نیست و هیچ‌کس جز خودش نمی‌تواند در مشکلات و گرفتاریها کمکش کند. وقتی انسان به خود باور داشته باشد و بداند که می‌تواند به عالیترین مقام ها و درجات و به شهرت و ثروت برسد  و مسئولیت تمام اتفاقات زندگیش را بر عهده بگیرد آن وقت است که زندگیش دگرگون شده شادی و خوشبختی به سویش روان خواهد شد.

یک درجه بهتر

هر انسان می‌تواند بهترین خودش باشد حتی اگر محال به نظر برسد ،تنها کافی است هر روز یک درجه بهتر شود و این بهتر شدن بعد از یکسال به ۳۶۵ درجه افزایش می یابدکه رقمی بسیار بزرگ و عالی است .

برای این کار کافی است نقاط ضعف خود را نوشته وسعی کنیم آنها را بهبودببخشیم و برای رشد خود سرمایه گذاری کنیم . کتاب های موفقیت می‌تواند کمک شایانی در این زمینه به ما بکنند .

زمانی را یادم می آید که اولین کتاب موفقیت را خواندم .آن زمان باورها وافکار محدود کننده ی فراوانی داشتم .انسانی افسرده که قصد خود کشی داشتم و دیگر تاب زندگی را نداشتم .

انسانی ضعیف بودم که از مشکلات کوچکتر بودم فکر می‌کردم انسان بد شانسی هستم ،زندگی به کامم تلخ بود.تا اینکه یکی از دوستانم با من تماس گرفت و گفت کاری برایت سراغ دارم که به واسطه ی آن کار زندگی‌ام دگرگون شد من هرروز خود را بهتر میشناختم و روی رفتارهایم کار میکردم .وهم اکنون نمی توانم خودم را و رفتارهایم را و افکارم را با آن سالها مقایسه کنم.

وقتی کتابهای موفقیت را خواندم و همچنین زندگی نامه ی افراد موفق را خواندم و معنای زندگی را درک کردم ، جان دوباره گرفتم شادی و نشاط به زندگی‌ام برگشت و فهمیدم زندگی آن طوری نبود که فکرمیکردم آن وقت بود که درک کردم زندگی کردن یعنی چه؟!!!

از آن روز به بعد هرروز روی خودم کار کردم هرروز بهتر و عالیتر شدم . اتفاقات شرایط و انسانهایی برای خمت به من سر راهم قرار گرفتند که زندگی‌ام کاملاً دگرگون شد به جای غر زدن شروع به پیدا کردن راه حل برای مشکلاتم کردم.

انسان باید یاد بگیرد بهترین خودش باشد و برای خودش بهترین باشد نه لزوما دیگران به او بگویند و این بدان معنی است که بخاطر دیگران سعی نکند خوب باشد و بخواهد دیگران را راضی کند چون همه را نمی‌توان را ضی نگاه داشت .

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.