بنام آنکه هستی نام از او یافت فلک جنبش زمین آرام از او یافت

شاید براتون پیش اومده باش که گاهی از زندگی دلسرد بشید گاهی حال دلتون اونجور که باید نیست و از زمین و زمان گله مند بشید و این ناراحتی هرروز و هروز بیشتر بشه و تاثیرش توی زندگی شما چندین برابر باش اما آیا راه حلی برای اون سراغ دارید ؟آیا می دونید چطوری میشه حال دلتون را خوب بکنید ؟می دونید چطور از زندگیتون از روابطتتون از کارتون راضی باشید؟ اگه راه حلی به ذهنتون نمی رسه توی این مقاله به شما کمک می کنیم که با افزایش رضایت از زندگی حال خودتون را بهتر کنیم.

یک نفر را در نظر بگیرید که یک کار اشتباهی انجام داده و همون باعث شده رضایتش از خودش پایین بیاد .حالا همون فرد را درنظر بگیرید اگر یک کار مثبتی در راستای اهداف و خواسته های خودش انجام بده که حالش را خوب کنه ناخوداگاه رضایتش میاد بالا.

شاید یکی از دلایلی که آدما خلاف می کنند و به دنبال خلاف میرن و بعضا شاید دیده باشید طرف واقعا نیازی نداره ولی انجامش میده احساس رضایتی هست که بهش میده و رضایتمندی اون فرد میره بالاتر . به همین خاطر هست که بیشتر توی سنین نوجوانی و جوانی خیلی ها رو میبینیم که دنبال خلاف هستند تا احساس رضایتمندی پیدا کنند.

تا حالا براتون پیش اومده که بگین من اگه فلان کار را انجام بدم دیگه از زندگی هیچی نمی خوام ؟یا تاحالا شده که بگید اگه فلان خونه را داشته باشم دیگه از دنیا هیچی نمی خوام؟یا اینکه بگید من اگه فلان دختر را بگیرم یا با فلان پسر ازدواج کنم دیگه از دنیا هیچی نمی خوام؟ ویا اگه ۱۰۰ میلیون تومن پول داشته باشم دیگه به هیچی نیاز ندارم؟

                                                             

بعد وقتی اون چیزی را که بدست می یاریم بعد ی مدت اصلا برامون مهم نیست و می بینیم واقعا اون چیزی نیست که ما می خواستیم. شاید دیده باشید دختر و پسری را که بخاطر هم همه کاری انجام میدن تا به هم برسن اما وقتی عروسی کردن بعد از یک مدتی می بینی دیگه اون حس و حال را نسبت به هم ندارن و میگن که اون طرف مقابلم واقعا اون چیزی نبود که می می خواستم.

ما اینجا با مفهومی بنام خطای تخمین هیجان برخورد می کنیم . وقتی فردی احساس خوشبختی خودش را فقط به یک موضوع گره می زنه و فقط یک عامل را مسبب خوشبختی خودش می بینه ،وقتی به اون مقصد ومقصود خودش رسید می بینه که این احساس زودگذره و خیلی طول نمی کشه ک این هیجان تموم میشه .

انسانها اصولا دنبال هیجانات مثبت و منفی در زندگی خود هستند که همین امر باعث شده هزینه ها و ضرر های زیادی را متحمل شوند . مثلا شاید یک فردی را دیده باشیدن که شاید نیاز به پول نداشته باشد اما بدنبال خلاف و کارهای خلاف می رود به این دلیل که رضایت خود را افزایش دهد .

هیجانات منفی که هزینه های فراوانی را بر انسانها تحمیل می کند مانند :ترس،اضطراب،نگرانی ،غم ، ؛غصه و…اگر ادامه دار باشند و نتوانید آن را کنترل کنید افزایش رضایت از زندگی را کاهش می دهد .بسیار مهم است که شما این هیجانات و خطا های آن هار ابشناسید.

افزایش رضایت شغلی و رضایت از زندگی
رضایتمندی

یک کارمند را در نظر بگیرید دوست دارد مدیر یک بخش از اداره خود شود ،مدیر بخش دوست دارد رئیس اداره ی خود شود و به همین منوال تا بالا ادامه دارد و می گوید اگر من رئیس بخش خود شوم خوشبخت می شوم ،مدیر کل شوم خوشبخت می شوم و بعد از آن وقتی به خواسته یخود رسید زمان زیادی نمی گذرد که برایش عادی شده و از اتفاق افتاده ناراضی می گردد.

برای افزایش رضایت از زندگی دو مدل وجود دارد که در ادامه به آن خواهیم پرداخت:

کیفیت زندگی درمانی Quality of life therapy:

این روش که مبتنی برآموزش است نه درمان یک پیشفرض دارد که درآن باید تفکر مساوی برداشته شود یعنی اگر من فلان ماشین را داشته باشم مساوی است با حال خوب من،اگر من nمقدار پول داشته باشم مساوی است با حال خوب من،اگر با فلان دختر یا فلان پسر ازدواج کنم مساوی است با حال خوب من و….

این را باید بدانید که چندین عامل وجود دارد که باعث می شود رضایت از زندگی ما بالا برود و یک عامل نیست که رضایت از زندگی ما را افزایش می دهد پس حواسمان باید جمع این باشد که تفکر مساوی  را از زندگی خود حذف کنیم و آگاهی ما از این موضوع می تواند بسیار گره گشا و کارساز باشد.

مغز انسان منفی ها و اتفاقات و شرایط منفی را بسیار بزرگ جلوه می کند و خوبی ها را بسیار کوچک می شمارد. شاید برایتان اتفاق افتاده است که به یک فرد بسیار خوبی کرده باشید و یک اشتباه شما را بسیار بزرگ کرده و خوبی ها و کارهایی را که برایش انجام داده اید را فراموش می کند این عملکرد مغز انسان است که باعث چنین اتفاقی می شود.

ما در این مقاله آموزش می دهیم به افراد که یک عامل باعث رضایت نیست و یک چیز را بلد و یا کوچک نکنند.به افراد آموزش می دهیم افزایش رضایت از زندگی چند بعدی است که اگر فقط در یک بعد باشند رضایت از زندگی بسیار پایین خواهد آمد و بعد ازآن آثاری در زندگیتان ظاهر خواهد شد که به هیچ وجه به نفع شما نخواهد بود.

برای افزایش رضایت از زندگی ۱۶ عامل اصلی وجود دارد به اضافه ی چندین عامل خصوصی که هر فرد با توجه به الگوهای شخصیتی خود عوامل اختصاصی متغییر و زیاد و کمی را داراست که این عوامل وابسته است به سنجش اولیه آن که می توان از طریق اهمیت هر آیتم و میزان رضایت فرد از هر آیتم بدست آورد.

مابرای اینکه بتوانیم افزایش رضایت از زندگی افراد را به آنها نشان دهیم به کمک نموداری که در ادامه هست به آن خواهیم چرداخت. در این نمودار به اهمیت هر آیتم که در سنجش اولیه مد نظر است از ۰ الی ۲+ نمره می دهیم که اگر موضوع از اهمیت بسیار بالایی برخوردار باشد ۲ و اگر کم اهمیت باشد۱ به آن خواهیم داد.

در فرهنگ های مختلف میزان اهمیت هر آیتم و در کل برای افزایش رضایت از زندگی بسیار متفاوت است که میزان رضایتمندی را از ۳-الی۳+درجه بندی می کنیم .برای نمونه شمال هوای خوبی دارد. شهرکرد هوای بسیار عالی دارد.ما برای بدست آوردن رضایت از زندگی میزان رضایت را در اهمیت موضوع ضرب می کنیم که میزان رضایت را به نشان خواهد داد.

                                     اهمیت موضوع  *   میزان رضایت = میزان رضایت اززندگی

میزان رضایت از شهرکرد یا شمال:

چقدر از این شهر راضی هستی    *   چقدر برات مهمه توی این شهر زندگی کنی  =  رضایت از زندگی در این شهر

                     ۳                 *                                      ۲               =             ۶         راضی ترین حالت

چقدر ازهمسرتون راضی هستید   *    چقدر همسر داری و زناشویی براتون مهمه  =  رضایت زناشویی

                     ۳-               *                                       ۲               =               ۶-      ناراضی ترین حالت

وقتی در روابط رضایتمندی در حد بسیار پایین باشد افراد در روابط زناشویی تصمیم می گیرند که از هم طلاق بگیرند و یا اگر رضایتمندی از زندگی در یک شهر به نقطه ی بسیار پایین برسد فرد آن شهر را ترک خواهد کرد و یا در صدد این است که آن شهر را رها کرده به شهر دیگری نقل مکان کند.

فرهنگ هم نقش بسیار زیادی در افزایش رضایت از زندگی ایفا می کند که تاثیرات بسیار زیادی در کم یا زیاد کردن رضایمندی از زندگی دارد.مثلا اینکه یک جامعه و فرهنگ چطور به مواد مخدر نگاه می کند از یک جامعه به جامعه دیگر بسیار متفاوت است.بطور مثال اگر بار منفی مخدر تریاک را به سیگار بدهیم در ۱۰الی ۱۵ سال آینده سیگار همان کاری را خواهد کرد که مخدر تریاک انجام می دهد.

ابتدا قبل از اینکه به سراغ جدول رضایت از زندگی برویم ،چند مفهوم را بررسی می کنیم تا برای شما قابل درک باشد که این مفاهیم به چه معناست:

ارزش:برای اینکه ارزش خود را بشناسید کافی است نقشی را که الان در زندگیتان دارید بردارید و نقشی دیگر جای آن قرار دهید مثلا اگر پدر یا مادر خانواده هستید نقش معلم را برای خود برگزینید،اگر فرزند هستید نقش دانش آموز به خود بدهید یا نقش یک تاجر و هر چیزی که برایتان اهمیت دارد .

برای اینکه ارزش های خود را بشناسید دائم نقش های خود را عوض

کنید. بعضی از افراد ارزشهای اقتصادی ، علمی ،سیاسی، خانوادگی

،هنری ، رفاه  و راحتی و… هستند. ارزشها آن چیز هایی هستند که در

زندگی ما بسیار مهم هستند و ما بیشترین وقت خود را به آنها اقتصاص

می دهیم .

اولین قدم برای اینکه ارزشهای خود را بشناسیم و بدانیم کدام یک از اهمیت بالاتری را دارا است لیست چیزهای با اهمیت در زندگی خود را بنویسید .و سعی کنید دائم نقش های خود را عوض کنید .برای این که ارزشها انتقال یابند و بتوانید ارزش  های خود را به دیگران نیز انتقال دهید کافی است ابتدا ارزشها را بشناسید و بعد به آنها احترام بگذارید.به این خاطر باید از این دو روش استفاده کردکه  تحمیل ارزش  ها بوجود نیاید.

برای اینکه بتوان تفاوت بین نقش و ارزش را به شما بگویم یک مثال برای شما می آورم آزاده نامداری مجری جنجالی ایران را حتما می شناسید . نقش این فرد ایجاب می کرد که در تلوزیون با چادر ظاهر شود و این نقش را شغل او به او داده بود اما ارزش او واقعا چادر نبود وخود می دانید که چه اتفاقاتی افتاد. در ایران خود می دانید که تحمیل ارزشها وجود دارد نه انتقال ارزش ها.وقتی از واژه ی باید در ارزشها صحبت می کنیم تحمیل ارزش ها اتفاق می افتد.

جدول:

                                                         

چگونه رضایت از زندگی را افزایش دهیم:

یک مدل برای اینکه بتوانیم رضایت ار زندگی خود را افزایش دهیم مدل کاسیو casioاست که هر حرف نشان دهنده ی یک موضوع خاص است :

c = مداخله در سطح عینی : یعنی روی خود موضوع عینا کار کنیم .

A  = تغییر نگرش

S  = استاندارد ها را پایین بیاوریم و یا بالا ببریم

I =اهمیت ها را تغییر دهیم (کم یا زیاد کنیم)

O = دیگر جنبه ها را تقویت کنیم که ۱۶ حیطه دارد.

مثال:

C = مثلا اگر زن و مردی با هم دعوا کرده اند مداخله می تواند به این

صورت باشد که بتوانند نحوه ی گفت و گو و تعامل با یکدیگر را

بیاموزند.یا اگر یک شخص مشکلات جسمی دارد کسی را پیدا کند که به

او کمک کند.اولین قدم برای اینکه بتوان مداخله در یک مشکل و یا مسئله

این است که بدانیم باید برای حل موضوع چه کاری از دستمان بر می آید و راه حل هایی که به ذهنمان می رسد را بنویسیم.

اگر راه حلی به ذهنتان نرسید و یا وقتی از دیگران کمک خواستید و دیگران نیز نتوانستند شما را یار ی کنند به مرحله ی بعدی می رویم یعنی نگرش خود را نسبت به موضوع تغییر می دهیم .ابتدا باید با مقایسه بر بیاییم و اطلاعات خود را نیز افزایش دهیم.

 طور مثال  به خود بگوییم ایران رتبه ۱۱۲ از ۱۲۴ کشور را در شادی دارد.

بعد بگوییم مردم ایران شادتر هستند یا مردم افغانستان

وضع ایران بهتره یا افغانستان؟

شادی قدیم بیشتر بود یا الان؟

مردم بهترالان پول در میارن یا قدیم؟

وقتی نگر انسان عوض بشود رضایت نیز تغییر خواهد پیدا خواهد کرد و این بار اتفاقات

زندگی نیز تحت تاثیر این نگرش قرار می گیرد.برای مثال از خود بپرسیم که آیا کسی را

می شناسم که مثلا شرایط او از شما بدتر باشد؟ قطعا جواب مثبت است وتاثیر بسزایی در

بالا بردن رضایتمندی خواهد داشت.

هر نگزش سه مولفه داردو سه ضلع یک مثلث را تشکیل می دهد که با تجمع این سه

عامل نگرش شکل گرفته و یا نیز تغییر خواهد کرد و چرخه ای را تشکیل می دهد که

باعث ایجاد نگرش های گوناگون در زندگی ما می شود.این سه وجه فکر احساس و رفتار

که هر سه ی آنها مکمل یکدیگر هستند تا یک نگرش جدید را به وجود آورد این سه مورد

باعث این می شود که فرد به نگرش مثبت و یا منفی پایدار برسد.

                                                                                                                                                     

                                                                                                                                                                                          

یک مادر را در نظر بگیرید که نسبت به فرزند خود بسیار وابسته است و روی فرزند خود

بسیار حساس است و حتی نمی گذارد فرزندش کاری خود را به تنهایی انجام دهد راه حلی

که می توان برای از بین بردن این وابستگی می توان به او بگوییم که آیا کسانی را سراغ

داری که بچه ندارند اما خوشحال هستند یا اگر بچه دار نمی شود به او بگوییم آیا کسانی

را سراغ داری که بچه ندارند اما بسیار خوشحال هستند و احساس خوشحالی می کنند؟

استانداردها

مهمترین بخش برای افزایش رضایتمندی زندگی و شغلی پایین آوردن استانداردهاست که

هنر روانشناسان این است که بتوانند در یک مشاوره استاندارد ها را پایین بیاورند و

بهبود زندگی و بهبود فردی را به افراد آموزش دهند و یا حتی خود فرد هم می تواند با

کمی تسلط بر افکار و عقاید خود به این مهم دست پیدا بکند.

مثلا یک فرد را در نظر بگیرید که از همسر خود ناراضی است و می گوید که من از

همسرم تا کنون هیچ حرف محبت آمیزی تا کنون نشنیده ام کافی است به او بگوییم مگر

زن غیر از این است زن مگر از شوهرش تعریف می کند مگر زن قربان صدقه ی

شوهرش می رود همین که غر میزند یعنی تو را دوست دارم.یا برعکس آن نیز صادق

است .استاندارد ها اگر بالا رود رضایت پایین خواهد آمد.

وقتی فرد می گوید پول ندارم و حسابم خالی است کافی است به او بگوییم آیا تا آخر ماه

حقوقت را می دهند یا پولی به حسابت واریز می شود؟رابطه ی پول با رضایت یک رابطه

ی خطی نیست یعنی پس انداز وقتی شروع می کند به بالا رفتن ابتدا رضایت افزایش  می

یابد اما بعد از یک مدت رضایت دیگر حالت رشد نداشته و ثابت  می شود به همین خاطر

است که بسیاری از ثروتمندان رو به کارهای دیگر می اورند مثلا بیل گیتس که از ثروتمند

ترین افراد جهان است بیشتر ثروتش را بخشید و به کارهای خیریه پرداخت.

  

یک مثال دیگر برای اینکه استانداردها را پایین آورد این است که مثلا زنی از شوهرش

کتک خورده برای اینکه از عصبانیت و رنجش او بکاهیم به او می گوییم میشه دو تا آدم

با این همه تفاوت دعواشون نشه و فحش و فحش کاری نکنن و کتک و کتک کاری نکنن؟ً

باور اشتباه دیگری که در بین انسانها شایع است این است که فقط برای مشکلات یک راه

حل وجود دارد که اشتباه بسیار بزرگی است درصورتی که برای یک مسئله و مشکل

ممکن است چندین راه وجود داشته باشد و شاید راه حل پنهان شده باشد شاید ذهن ما باید

این راه حل را پیدا بکند.

در هزاره ی سوم یک رسالت وجود دارد وآن سیستم صلح در جامعه است . درون هر

انسان سه سیستم وجود دارد:

۱-سیستم جنگ:کودک گریه می کند . در ۲۰۰۰ سال زندگی بشر فقط ۷ روز جنگ نبوده است .

۲-سیستم دوم گریز یا قهر است که وقتی کودکی را می بینیم که گاهی قهر می کند که نمی

دانیم از کجا این موضوع را آموخته است .

۳-سیستم صلح و امنیت است : در بعضی فعال می شود در بعضی فعال نمی شود . وقتی

زن و شوهری مهارت چشم گفتن را بیاموزند سیستم صلح را فعال می کنند. برای فعال

کردن این سیستم ۳۰ روش وجود دارد .

مثال:

موقع عروسی نصیحت مادرها به دخترانشان چیست؟(( به خانواده ی شوهرت رو نده))

((گربه را دم حجله بکش))

سیستم جنگ را فعال می کند

جایی که رابطه ی  خونی وجود داشته باشد با جایی که رابطه ی خونی وجود نداشته باشد

بسیار متفاوت است زیرا رابظه ی خونی زودتر ترمیم می شود و افراد می توانند همدیگر

را ببخشند اما در روابط غیر خونی سخت تر ترمیم می شود و مواظبت از آن بیشتر است.