حل مشکلات دهه شصتی ها و کسب درامد از صفر

2
سلام دوستان گلم امیدوارم حال دلتون عالی باش .
من قصد دارم درمورد اینکه دهه شصتی ها و دهه هفتادی ها چه مشکلاتی دارن بپردازم و بررسی کنیم که این مشکلات اونها از کجا نشات میگیره و چه راه حلی برای این عزیزان که خودم هم جزئی از بچه های دهه ی شصتی هستم وجود داره بپردازیم.

چیکار کنیم؟

توی تحقیقات میدانی که انجام دادم خیلی از اونها نمی دونن که چه کاری باید انجا بدن و خیلی از اونها امیدی به آینده ندارن.مشکلات کار ،وضعیت معیشتی، نبود شغل مناسب و جالب اینجاست که خیلی از این عزیزان تحصیلات بالایی دارند که باتوجه به رشته ی اونها کار به اون صورت وجود نداره. بپردازیم.

مثلا دیدم که خیلی از اونها حاضر به ازدواج نیستند چرا ؟ چون اولا توقع ها بالا رفته دو خیلی از عزیزانمون شغلی که دلشون می خواد را ندارند و در نتیجه درامدی که می خوان رو ندارند و این امر باعث شده خیلی از اونها تن به ازدواج ندن از ی لحاظ دیگه اینه که وقتی دختران دهه ی شصتی و هفتادی ورود پیدا کردن به دانشگاه طرز تفکراتشون فرق کرد و با دید باز تری به زندگی نگاه کردن که اونها هم به همین واسطه تن به ازدواج ندادن .

خیلی ها وقتی دیدن با درس خوندن نمی تونن به ی زندگی شیرین دست پیدا کنن بی خیال درس و دانشگاه شدن دقیقا یه نفر مثل من که دانشگاه رو نیمه کاره رها کردم و به امید اینکه خودم زندگیم رو بسازم . من خدمت سربازی نرفتم اما از کار کردن عبایی نداشتم و خیلی آدم ریسک پذیری بودم و هستم.

بگذریم خیلی از این عزیزان به خاطر سختی هایی که کشیدن و چند سالی که با خدمت و درس درگیر بودن حاظر به انجام خیلی از کارها نیستند که البته حق هم دارند و باید به آنها حق داد.

ماجرای زندگی من

خیلی از این عزیزان واقعا نمی دونن که باید چیکار کنند تا تغییر ایجاد کنند یا دست به چه کاری بزنن.یک دوره ای بود که من دوچار افسردگی شدید شده بودم درصورتی که پیمانکار ساختمانی بودم و درامد خوبی داشتم که یک باره تمام زندگی برام تلخ شد .دیگران را مقصر میدونستم و میگفتم تقصیر این و اونه تقصیر فلان اداره اس .

اما منکه تا قبل از این اتفاقات تقریبا ادم موفقی بودم الان چه اتفاقی افتاده که من باید همچین اتفاقات را تجربه کنم منی که بخاطر شرایط خونوادگیم مجبور بودم از دوم دبیرستان کار کنم و همه اش روی پای خودم بودم .

چند وقت بعد از این ماجراها  یکی از آشناها و اقوام به من کاری پیشنهاد داد منکه بعد از ماجرای افسردگی و ورشکستگی دیگه نمی خواستم برم سمت ساختمون قبول کردم وشروع به آموزش دیدن کردم که همون نقطه ی عطفی توی زندگی من شد.فهمیدم که مسئول تمام اتفاقات زندگی من کسی نیست جز خودم و هیچکس نمی تونه برای من کاری بکنه .پس چیکار باید میکردم؟

شروع کردم به کار کردن روی خودم و توقعم را از دیگران بریدم خودم بودم و خودم .خیلی از دوستان و آشنا ها و حتی خونواده ی من منو مسخره می کردن می گفتن این حرفا یعنی چی ؟ من رویه ی زندگیم رو عوض کرده بودم و نمی خواستم مثل قبل زندگی کنم . ارزش خودم رو توی کارای قبلی نمیدیدم . من جزء اون آدمایی بودم که اگه مثلا یه کاری انجام میدادم ولی ازش خسته میشدم میرفتم سر یه کار دیگه بقول بزرگترا از این شاخه به اون شاخه می پریدم که البته خداروشکر می کنم چون تخصصایی که داشتم توی زندگیم خیلی کمکم کردن .

یادم میاد اصلا اهل کتاب خوندن نبودم اصلا حوصله ی خوندن کتاب را نداشتم تا این که دیدم اگه بخوام اینجوری ادامه بدم نمی تونم به اون زندگی که دلم می خواد برسم دختریا که دوست دارم بگیرم چون پولی نداشتم و اعتماد بنفسی برام باقی نمونده بود . تصمیم گرفتم جور دیگه ای زندگی کنم چون فهمیدم اگه بخوام مثل قبل فکر کنم و تصمیم بگیرم مثل قبل نتیجه می گیرم .

راه سعادت          

 

 

آموزش می تونه آدم را به درآمد برسونه اما خود آموزی می تونه آدمو ثروتمند کنه . شروع کردم به آموختن چیزایی که می تونه زندگیم را متحول کنه خیلی از کتاب های موفقیت رو خوندم اوایل فقط می خوندم ولی به اونها عمل نمی کردم این کار باعث شد ی مدت رشد کنم اما بعد یه مدت متوقف شدم .

توی یک سال تونستم به موفقیت ها ی فوق العاده ای برسم چون از هیچکس توقعی نداشتم و منتظر نبودم تا کسی برام کاری انجام بده .تصمیماتی که ما میگیریم آینده ما را می سازن به قول سهراب سپهری عزیز که میگه چشم ها را باید شست جور دیگر باید دید .

هرلحظه جهان در حال تغییر و تحوله و ما اگه بخوایم منتظر دیگران باشیم تا کاری برامون بکنن ول معطلیم پس چیکار کنیم تو این وضع و اوضاع ؟ عزیزان من ما باید کارایی انجام بدیم که قبلا انجام نمی دادیم و طرز فکرمون را عوض کنیم و سعی کنیم روی خودمون کار کنیم چون راه سعادت و خوشبختی از آموختن می گذره ،راه سلامتی از آموختن می گذره راه ثروتمند شدن از آموختن می گذره .

من قصد دارم آخر این مقاله چنتا شغل رو که سرمایه آنچنانی نمی خواد را به شما معرفی بکنم .

ریسک پذیری

یکی از راه هایی که می تونه ما رو به درامد و پول برسونه ریسک کردنه اما نه به این معنی که جفت پا بپریم وسط رودخونه ای که نمی دنیم عمقش چقدره . اکثر افراد موفق ریسک پذیرن اما به این معنی که جای درست ریسک می کنن و جای درست سرمایه گذاری می کنن.

خوب لابد می گید ما پول نداریم که بخوایم سرمایه گذاری کنیم و یا یا اصلا تو این وضع و اوضاع میشه چه کاری انجام داد؟ هیچ می دونستین آخرین عامل برای اینکه بخوایم یه کاری را شروع کنیم پوله؟

روی چی سرمایه گذاری کنیم و چه کارکنیم؟

مهم ترین بخش توی سرمایه گذاری سرمایه گذاری رو خودمون هست چون ما را به شخص دیگه ای تبدیل می کنه و ذهن ما را برای ایجاد شغل و ایجاد ایده و عملی کردن اونها باز می کنه .

خیلی از افراد رو دیدم که با یه سری کارا پول در میارن که اصلا شاید خنده دار باشه؟نمی دونم توی اینستا دیدن که خیلیا میرن توی رستورانها ی مختلف و غذاهاشون رو تست می کنن و هم غذاشون رو می خورن و هم تبلیغ کار اونها رو انجام میدن نمی دونم اسم مستر تستر رو شنیدید یا نه که یه درامد عالی از این کار داره شما می تونید از این نوع تبلیغات بگیرید و هم درامد داشته باشید و هم لذت ببرید.

یکی دیگه از کارهایی که درامد خوبی داره و نیاز به سرمایه نداره اینه که توی تلگرام یا اینستا پیج ها و کانالهایی درست کنید که تبلیغات داخلش انجام میدن مثلا تبلیغات هر شهر مختص به خودشه که یه مبلغی از کسایی که می خوان تبلیغ کنن می گیرن و کارشون رو تبلیغ می کنن .مثلا من برای یکی از سمینارهام از این روش استفاده کردم که خوب نتیجه ی خیلی خوبی هم گرفتم و یه هزینه ای دادم و اونها برای من تبلیغ کردن اونها برای روزهای مختلف تعرفه های مختلفی می گیرند مثل مثلا تهران انلاین و امثال اینها که توی شهر مختلف از این نیازمندیها هست و قطعا شما هم می تونید همچین کاری انجام بدین.

یکی دیگه از شغلهایی که میشه با یه پول کم شروع کرد فروشنده ی بیمه های عمر هستش که شما رو اولا به یک فروشنده ی حرفه ای تبدیل می کنه و هم درآمد فوق العاده ای که می تونه به شما بده و شما می تونید درآن واحد چندین کار را انجام بدین و چندین شغل داشته باشید.

یکی دیگه از شغلهایی که می تونید از اون کسب درامد کنید پشتیبانی و طراحی سایت برای فروشگاهها و کسانی هست که می خوان سایت داشته باشن که یه درامد عالی می تونه داشته باشه .شاید بگید کسی هیچی از ما نمی خره.بزارید یکی از تجربیاتی که داشتم رو بهتون بگم .چندین ماه پیش که کارم رو توحیطه ی آموزش شروع کردم رفتم توی پارک و چیزایی را که یادگرفته بودم به بقیه فروختم و خیلی راحت کسب درامد کردم که البته طرز فروختن و صحبت کردن را آموزش دیده بودم .پس آموزش را خیلی جدی بگیرید.

اما دوستان عزیز خیلی راه وجود داره که ما بخوایم از اونها پول در بیاریم اما باید اموزش ببینید و روی خودتون و توانایی ها و استعدادها و علایقتون کار کنید و اونها را بشناسید و بتونید اونها رو ارائه بدید . آموزش دیدن هم دیگه مثل قبل نیست که هزینه بر باشه چرا این حرفا میزنم چونکه اطلاعات و آموزشهای رایگان خیلی به راحتی در اختیار همه هست.

دوستان من همه چیز از آموختن شروع میشه و تا نخواید آموزش ببینید و روی خودتون سرمایه گذاری کنید و هدف مشخصی داشته باشید مطمئن باشید هیچ اتفاق خاصی براتون نمی افته . از وارن بافت که یکی از ثروتمند ترین ادمای جهان هستش و بزرگترین سرمایه گذار دنیاست پرسیدن بهترین سرمایه گذاری چیه گفت بهترین سرمایه گذاری روی خوده .پس این نکته رو حتما بهش توجه کنید .

بیاید تصمیم بگیریم که مسئولیت تمام زندگیمون را گردن بگیریم و منتظر نباشیم کسی برای ما کاری انجام بده و  سعی کنیم زندگیمون را هدفمند بکنیم  و اگه پول می خوایم ثروت می خوایم خونه می خوایم یا هر چیز دیگه ای اوا هدف مشخص کنیم و در راستاش قدم برداریم حتی قدم های کوچیک کوچیک هر روز روی خودمون کار کنیم .

تنها راه حلی که برای جوونها مخصوصا بچه های دهه ی شصتی و هفتادی وجود داره آموختن چیزایه جدیدی هست که توی مدرسه و دانشگاه نگفتن و انجام کارهایی هست که به اونها علاقه دارن .

ادامه دارد…

2 نظرات
  1. […] خود قارا داده است که به راحتی با راحکارهای آن می توان مشکلات، نا امیدی ها، کج فهمی ها، نارضایتی ها را به دست خودمان […]

  2. […] از شما سپاسگزارم به خاطر دنبال کردن سری مقالات  شربت حل مشکلات ما در مقاله ی قبلی در مورد این موضوع صحبت کردیم که […]

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.